شراب تلخ
همه رنگی و شناختم من با اون رنگ چشمات ... همه رنگی و شناختم من با اون رنگ چشمات
چیزی نمی گم جز عذر خواهی که دیر به دیر اپ می کنم یار اهورایی تصویر تبسم را در قاب دلت دیدم شادابی بودن را در چشم تو سنجیدم دل را به تماشای روح تو فرستادم از عمق دل و جانم ، عشق تو پسندیدم دنیای وجودت را پیوند زدم بر دل دل طور تجلی شد ، در معبد توحیدم با تندر شیدایی ، در بارقه ای از نور یک سینه پر از شبنم ، در باغ تو باریدم دیدم گل رخسارت ، اعجاز خداوند است تا باور دل گردد ، خواهان تو گردیدم از دست تو نوشیدم ، یک جام پر از صهبا عاشق شدن خود را ، در نزد تو فهمیدم از کوچه قلب من ، آن دم که گذر کردی من رد تو را گریان ، بوسیدم و بوییدم همواره دل تنگم ، سوی تو کند پرواز تا بال و پر افشاند ، بر جنت جاویدم ای یار اهورایی ، ای مظهر زیبایی دنبال تو می گردم ، من زائر خورشیدم آن روز که ما با هم ، زنجیر شدیم ، آن شب با یاد تو خوابیدم ، چون خواب تو را دیدم
| Design By : Night Skin |


