شراب تلخ
همه رنگی و شناختم من با اون رنگ چشمات ... همه رنگی و شناختم من با اون رنگ چشمات
سلام به تمام دوستای عزیز و گلم تمام کسایی که بر سر من منت نهادن و به وبلاگ من حقیر اومدن و نظرشونو در مورد شعرام می گفتن امیدوارم حال همه اتون خوب باشه . گفتم بعد چند روز بیامو یه شعر از خودم بزارم ولی دیدم نه گفتم یه شعر از سلطان شعر خواجه حافظ شیراز بزارم برای همین این شعرو انتخاب کردم امیدوارم خوشتون بیاد . دوستدار همه شما اشکان عاشق . امید ساحل مسلمانان مرا وقتی دلی بود که با وی گفتمی گر مشکلی بود به گردابی چو می افتادم از غم به تدبیرش امید ساحلی بود دلی همدرد و یاری مصلحت بین که استظهار هر اهل دلی بود ز من ضایع شد اندر کوی جانان چه دامن گیر یا رب منزلی بود هنر بی عیب حرمان نیست لیکن زمن محروم تر کی سائلی بود بر این جان پریشان رحمت ارید که وقتی کاردانی کاملی بود مرا تا عشق تعلیم سخن کرد حدیثم نکته هر محفلی بود مگو دیگر که حافظ نکته دانست که ما دیدیم و محکم جاهلی بود امیدوارم خوشتون بیاد منتظر نظرتون در بهتر کردن این بلاگ هستم دوستدار همه شما اشکان عاشق دوستدار همه شما دوستان گلم اشکان عاشق . عشق عشق ، ای اتشین ترانه من تا دم واپسین بهانه من چه شد ای اشنای بیگانه نزدی سر به اشیانه من نشنیدی مگر زچاه سکوت بی صدا گریه شبانه من هر شب از باغ یادت ای همه سبز گل کند بوی تو به خانه من شانه ام زیر بار منت توست گرچه از غم شکست شانه من عشق ، ای عشق ، جاودانه بمان با غزلهای جاودانه من امیدوارم خوشتون بیاد منتظر نظرات گرمتون هستم دوستدار همه شما اشکان عاشق
| Design By : Night Skin |


