تبليغاتX
شراب تلخ


شراب تلخ

همه رنگی و شناختم من با اون رنگ چشمات ... همه رنگی و شناختم من با اون رنگ چشمات

نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 17:58 توسط تنهاترین عاشق دنیا ( اشکان عاشق )| |

یه نیم نگاه ساده بنداز از پنجره به بیرون

                            بـبین کـه مـن نـشستـم تنـها زیـر بارون

آرزو دارم بـبـیـنـم روی ماهـتـو دوبـــاره

                             از دل عاشـق مـن که کـسی خـبر نداره

تــوی ایـن دنیـا کسـی با مــن یــار نیسـت

                            مـــــی خــــوام تــــو بــاشــــی یــــاورم

بــرای شـبــهــای تــارم ، کـســی نـدارم

                             مــــی خــــوام تــــو بـاشــــی هـمـسـرم

نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 17:57 توسط تنهاترین عاشق دنیا ( اشکان عاشق )| |

عشق به شكل پرواز پرنده است
عشق خواب يه آهوي رمنده است
من زائري تشنه زير باران
عشق چشمه آبي اما كشنده است

من ميميرم از اين آب مسموم
اما اون كه مرده از عشق تا قيامت هر لحظه زنده است

من ميميرم از اين آب مسموم
مرگ عاشق عين بودن اوج پرواز يه پرنده است

تو كه معناي عشقي به من معنا بده اي يار
دروغ اين صدا را به گور قصه ها بسپار
صدا كن اسممو از عمق شب از نقب ديوار

براي زنده بودن دليل آخرينم باش
من آن من بذر فرياد خاك خوب سرزمينم باش
طلوع صادق عصيان من بيداريم باش

عشق گذشتن از مرز وجوده
مرگ آغازه راه قصه بوده
من راهي شدم نگو كه زوده
اون كسي كه سر سپرده مثل ما عاشق نبوده
من راهي شدم نگو كه زوده
اما اون كه عاشقونه جوون سپرده هرگز نمرده
نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 17:56 توسط تنهاترین عاشق دنیا ( اشکان عاشق )| |

یک پنجره برای دیدن یک پنجره برای شنیــــــــــــــــــدن یک پنجره که مثل حلقه ی چاهــــــــــــــــــــــــی در انتهای خود به قلب زمین می رســـــــــــــــــــــــــــــــــــــد و باز می شود به سوی وسعت این مهربانی مکرر آبی رنـــــــــــــــــــــــگ یک پنجره که دست های کوچک تنهایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی را از بخشش شبانه ی عطر ستاره های کریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم سرشار می کنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد و می شود از آنجـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا خورشید را به غربت گل های شمعدانی مهمان کــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد یک پنجره برای من کافیســــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت *ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ*ـــ ـــــ ــــــ ـــــ ـــــ ــــ ـــــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ* *ــــــــــــــــــــــــــــــ*ــــــ ـــــ ــــ ـــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ* *ـــــــــــــــــــــــــ *ــــ ـــ ــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــ* *ـــــــــــــــــــــــــ*ــ ـــ ـــ ـ*ـــــــــــــــــــــــــــــ* *ــــــــــــــــــــــ*ـ ـ*ـــــــــــــــــــــــ* *ـــــــــــــــــــــ*ــــــــــــــــــــ* *ـــــــــــــــــــــــــــــ* *ــــــــــــــــ* *ــــــ* *
نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 17:51 توسط تنهاترین عاشق دنیا ( اشکان عاشق )| |

نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 17:48 توسط تنهاترین عاشق دنیا ( اشکان عاشق )| |

نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 17:47 توسط تنهاترین عاشق دنیا ( اشکان عاشق )| |

نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 17:46 توسط تنهاترین عاشق دنیا ( اشکان عاشق )| |

Image hosting by TinyPicاي تو مظهر زيبايي ها ، اي تو هم سفر جاده هاي بي پايان زندگي با من بمان

Image hosting by TinyPicاي تو به وسعت دشت عشق با ماندنت با من ، مرا كه عاشق و پر از نيازم ،

Image hosting by TinyPicمني كه خاموش و بي نورم ، مني كه سرد و خاموشم را به زندگي اميد وار كن...

Image hosting by TinyPicاي تو ساحل عاشقي ، اي كه اشك هاي روي گونه هايت مانند

Image hosting by TinyPicشبنمي با برگ گل است ، اي كه ساده ي نفس هايت ترنم امواج درياي عشق است ،

Image hosting by TinyPicاي كه كلامت به شيريني شهد چشمهاي بهشتي است با من بمان...

Image hosting by TinyPicبا مني كه همن كوير تشنه و بي جانم ، مني كه شاخه خشكيده و

Image hosting by TinyPicمني كه خسته و خرد از زندگيم آرام كن بمان اي همسفر جاده هاي خسته و خاليم

Image hosting by TinyPicبا من بمان و در اين راه پر فراز و نشيب زندگيم  بهترين

Image hosting by TinyPicهمسفر و همدم و فرشته ي نجات من باش ....

Image hosting by TinyPicبمان تا با هم از حادثه ها بگذريم از پلي كه بر روي دره هاي بي مهري جدايي

Image hosting by TinyPicمي باشد عبور كنيم تا به مقصدمان كه خانه دل گل سرخ است برسيم...

Image hosting by TinyPicاي تويي كه حون عاشقي را در رگ هاي سرد و خشك من جاري ساختي

Image hosting by TinyPicاي تويي كه نفسي دوباره به زندگيم دادي اي تويي كه حال و هواي دوباره به

Image hosting by TinyPicدنیای عشق من دادی با من بمان...

Image hosting by TinyPicبمان تا ديگر بر نام عشق نفرين نگويم بمان تا ديگر عشق را در ذهنم پوچ و

Image hosting by TinyPicبي معني ندانم .عشق اگر همان قصه ها باشد كه تو با من گفتي واقعي ست

Image hosting by TinyPicعشق اگر به شيريني عشق ليلي و مجنون باشد واقعي ست پس بيا ،

Image hosting by TinyPicبيا با من بمان تا با هم قصه اي ديگر در صحنه ي روزگار بر جا بگذاريم و

Image hosting by TinyPicما همان ليلي و مجنون دمد قصه ها و افسانه ها شويم.

Image hosting by TinyPicبيا ما حتي از ليلي و مجنون حادثه ساز تر عاشق تر و ديوانه تر باشيم

Image hosting by TinyPicاي تويي كه با اراده و اطمينان همسفرم شدي و با احساسي پاك و پر از عشق

Image hosting by TinyPicپا بر اين جاده ي پر فراز زندگيم گذاشتي تا پايان راه با من باش و دستت

Image hosting by TinyPicرا از من جدا نكن مرا در اين جاده ي تشنه و پر از درد رها مكن مرا تنها مگذار

Image hosting by TinyPicعزيزم قلب مرا آرام كن زيباترينم به من اميد بده كه به آن مقصدي

Image hosting by TinyPicكه در آرزو ها داريم و مي خواهيم ، خواهيم رسيد...

Image hosting by TinyPicاي مظهر زيبايي اي گل شقايقي كه در جاي جاي دلم روييدي

 

Image hosting by TinyPicتا ابد با من بمان...Image hosting by TinyPic

نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 17:46 توسط تنهاترین عاشق دنیا ( اشکان عاشق )| |

نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 17:44 توسط تنهاترین عاشق دنیا ( اشکان عاشق )| |

نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 17:43 توسط تنهاترین عاشق دنیا ( اشکان عاشق )| |

 گفتي كه مي بوسم تو را ,گفتم كه تمنا مي كنم
گفتي اگر بيند كسي؟ گفتم كه حاشا مي كنم
گفتي ز بخت بد اگرنا گه رقيب آيد ز در
گفتم كه با افسون گري , او را ز سر وا مي كنم
گفتي كه تلخي هاي مي گر ناگوار افتد مرا؟
گفتم كه با نوش لبم آن را گوارا مي كنم
گفتي چه مي بيني بگو- در چشم چون آيينه ام؟
گفتم كه من خود را در او عريان تماشا مي كنم

                                      

 تو آن ماهی که در پایت تلاطم می کند دریا
شبی که با تو بودن را تبسم می کند دریا
نگاهش غرق نور تو، سرش سرشار شور تو
چه شورانگیز با چشمت تکلم می کند دریا
دلش از غصه می گیرد هزاران دفعه می میرد
همین که در پس ابری تو را گم می کند دریا
مگر بر سینه ساحل نشسته رد پای تو
که با هر موج بر خاکش تیمم میکند دریا
تو آن ماهی من آن دریا که از هم دور افتادیم

بگو کی روی ماهت را تبسم میکند دریا

نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 17:41 توسط تنهاترین عاشق دنیا ( اشکان عاشق )| |

نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 17:39 توسط تنهاترین عاشق دنیا ( اشکان عاشق )| |

خيلي دوست دارم ها

نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 17:37 توسط تنهاترین عاشق دنیا ( اشکان عاشق )| |

عشق 

نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم...


چون دنيا يه روز تموم ميشه...

نميخوام بگم که مثل گلی...

چون گل هم يه روز پژمرده ميشه...
 
نميخوام بگم که سياهی چشمات مثل شبهای پر ستاره اس...

چون شب هم بالاخره تموم ميشه...
 
نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالی...

چون اب که هميشه پاک نميمونه...
 
نميخوام بگم که دوستت دارم.

چون منکه اصلا دوستت ندارم...

بلکه من عاشقتم...

نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم...
چون دنيا يه روز تموم ميشه...
 

نميخوام بگم که مثل گلی...

چون گل هم يه روز پژمرده ميشه...
 
نميخوام بگم که سياهی چشمات مثل شبهای پر ستاره اس...

چون شب هم بالاخره تموم ميشه...
 
نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالی...

چون اب که هميشه پاک نميمونه...
 
نميخوام بگم که دوستت دارم.

چون منکه اصلا دوستت ندارم...

بلکه من عاشقتم...
نوشته شده در چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 19:54 توسط تنهاترین عاشق دنیا ( اشکان عاشق )| |

نوشته شده در چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 19:50 توسط تنهاترین عاشق دنیا ( اشکان عاشق )| |

1
نوشته شده در چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 19:47 توسط تنهاترین عاشق دنیا ( اشکان عاشق )| |

دوست دارم

نوشته شده در چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 19:2 توسط تنهاترین عاشق دنیا ( اشکان عاشق )| |

با تو الفبای عشق را آموختم        

                                          ندای قلب عاشقم را به گوش همه رساندم

به تو و کلبه عشقمان بالیدم

                                         تو همه گمشده ام شدی

حال که اینچنین شیفته توام باش تا در کنارت آرامش یابم

نوشته شده در دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 11:59 توسط تنهاترین عاشق دنیا ( اشکان عاشق )| |

من تو اين دنيا سه تا دوست دارم …خورشيد ،ماه و تو . اولي رو واسه
خودم دومي رو واسه شبام ولي تو رو واسه تک تک لحظه هام مي خوام

ببین من چقدر دوست دارم یکم ما رو تحویل بگیر بد نمیبینی ما رو تحویل بگیری

نوشته شده در دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 11:56 توسط تنهاترین عاشق دنیا ( اشکان عاشق )| |

من تورو فقط 15 تا دوست دارم!!!به اندازه  7 آسمون 7 دريا و يک دنيا حالا اگر بازم کافی نبود بگو تا بیشترش کنم

نوشته شده در دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 11:53 توسط تنهاترین عاشق دنیا ( اشکان عاشق )| |

وقتی استاد تو دانشگاه پرسيد عشق چند بخشه؟ زود دستمو بالا بردم گفتم يک بخش، اما از وقتی تورو شناختم فهميدم عشق 3 بخشه: اتشه ديدنه تو… شوقه با تو بودن… و اندوهه بی تو بودن!

نوشته شده در دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 11:52 توسط تنهاترین عاشق دنیا ( اشکان عاشق )| |

تقصير دلم چيست اگر روي تو زيبا ست
حاجت به بيان نيست که از روي تو پيدا ست
من تشنه ي يک لحظه تماشاي تو هستم
افسوس که يک لحظه تماشاي تو رويا ست

خانم مهندس من حالش خوبه ؟؟؟

هر چی می گم حرف دلمه ها به شوخی نگیر

نوشته شده در دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 11:47 توسط تنهاترین عاشق دنیا ( اشکان عاشق )| |

يك رو تو جهنم همديگه‌رو مي‌بينيم، آخه هردومون جهنمي هستيم، تو به جرم
اينكه قلبم رو دزديدي و من به خاطر اينكه جاي خدا تو رو مي‌پرستم!
 

حالا شما رو من می بخشم می ری بهشت من چیکار کنم که باید تو رو بپرستم

نوشته شده در دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 11:45 توسط تنهاترین عاشق دنیا ( اشکان عاشق )| |

ازکسي که دوستش داري ساده دست نکش شايد ديگه هيچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشي از کسي هم که دوستت داره بي تفاوت عبورنکن چون شايد  هيچ وقت هيچ کس تورو مثل اون دوست نداشته باشه... مثلا من خیلی تو رو دوست دارم از من دست نکشی ها. دوست دارم ...

نوشته شده در دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 11:44 توسط تنهاترین عاشق دنیا ( اشکان عاشق )| |

وعده وصل به فردا دهي و مي داني    هر که امروز تو را ديد به فردا نرسد...

نوشته شده در دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 11:42 توسط تنهاترین عاشق دنیا ( اشکان عاشق )| |

ده تا شاخه گل برات می فرستم٬ نُه تاش طبيعی٬ يکی مصنوعی. يه کارت هم می زنم بهش که روش نوشتم: تا وقتی آخرين گل پژمرده نشده دوستت دارم.

نوشته شده در دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 11:40 توسط تنهاترین عاشق دنیا ( اشکان عاشق )| |

با نام عشق این وبلاگ کار خود را شروع می کند

تمامی این دل نوشته هارا به یکنفر در این دنیا که الهه خوشبختی من می باشد تقدیم می کنم با عشق ... دوستت دارم ...

نوشته شده در دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 11:34 توسط تنهاترین عاشق دنیا ( اشکان عاشق )| |


Design By : Night Skin